قورباغه ای سراسر توهم ، خشونت و نفرت!

♦به گزارش سلام نیوز سریال قورباغه با روال سرگردان و Dazed and Confused گونه‌ و ساختار نفرت محور و مشروعیت بخش خود به حس های ضد بشری مانند خشونت، انزجار، تصمیم بر اساس توهم، بی رحمی ، قدرت طلبی افسار گسیخته و مانند آن  در حالیکه بیشتر بر جنبه های فانتزی تاکید داشته است و نه اصالت هنر ، انتقادات بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر و رسانه را موجب شده و این سوال را مطرح می نماید که آیا صنعت فیلم خانگی به گریزگاهی برای شکستن هنجارهای اجتماعی و موازی کاری با سینما و تلویزیون در کشور بدل شده است و تولید این دست فیلمها چه اثرات منفی می تواند بر ناخودآگاه اجتماع داشته باشد؟

شخصیت های سیاه!

غلامحسن اسدی کارشناس رسانه و فرهنگ به سلام نیوز گفت: شخصیت های داستان قورباغه از نوع خاکستری نیستند بلکه کاملا سیاه به نظر می رسند؛ اما مهم تر آن است که به این سیاهی و تاریکی محض مشروعیت داده می شود . گویا هیچ راهی جز “آن شدن” وجود ندارد.

وی افزود: شخصیت ها سراسر تحقیرو توهین دارند و از راه های غیر اخلاقی و غیر انسانی به آنچه می خواهند می رسند. مهم نیست شخصیت داستان در نهایت به چه سرنوشتی دچار می شود اما به مخاطب خود که بعضا جوانترها هستند، گفته می شود راه بد هم می تواند نتیجه لازم را بدهد و باید نتیجه گرا بود.

اسدی ادامه داد: دزدی، خلاف و زورگیری حداقل کوره راه هایی است شخصیت ها از طریق آن به چیزهایی که می‌خواهند دست پیدا می‌کنند. این یعنی مشروعیت غیرمستقیم مالیخولایایی جهت استفاده از کوره راه برای اهداف اصلی . جالب آنجاست بعضا هم موفق می شوند. استفاده عادی و روتین از  مواد مخدرهایی که بر توهم‌ شخصیت های داستان اضافه می کند. آنها برای امری مثل دزدی ، شجاعت و جرئت و جسارت از خود نمایش می‌دهند . اینگونه القا می شود.

ایشان اضافه کرد:به جرات معتقدم هومن سیدی یک نابغه سینمایی نیست؛ چیزی که خودش می خواهد بقیه تصور کنند ؛ بلکه او به جنگ معنا می رود و آوانگاردیسم منفی دارد.  آیا شجاعت با حماقت یکی است ؟ فیلم می گوید یکی است. شخصیت ها به علت ضعف هایی که دارند نمی‌توانند از جرئت برای رسیدن به هدف، در مسیرهای درست و متناسب با جامعه بهره ببرند . اهداف گم شده اند و وسیله ها در فیلم به صورت افراط گونه ای خودشان به هدف تبدیل شده اند و این مفاهیم انسانی را به شدت زیر سوال برده است.

اسدی می گوید: فردگرایی،خودرایی و خودخواهی ، احساس منفی نسبت به آینده و مانند آن بدون آنکه نقد شود نمایش داده می شود و رها می شود .

علیرضا پورصباغ کارشناس و منتقد سینما در خصوص سریال‌های نمایش خانگی گفت: سریال قورباغه یکی از خشن‌ترین سریال‌های تاریخ تولیدات نمایشی است که مشخص نیست این میزان از خشونت و نشان دادن مکرر آن، چگونه مجوز نمایش گرفته است؟

وی به باشگاه خبرنگاران گفت : موسیقی ریتمیکی که در پس زمینه صدا‌های اصلی سریال پخش می‌شود، در مسیر القای همان خشونت است. هدف سریال قورباغه رونمایی از خشونت آشکار نیست، قصد سازندگان پمپاژ خشونت و نهادینه کردن آن در ناخودآگاه مخاطب است.

در سکانسی از این سریال نوری (نوید محمد زاده) هدفون را روی سر خواهرش می‌گذارد و با دو نفر دیگر از همراهانش اقدام به قتل پدرش می‌کند و دخترک خردسال از آینه خودرویی که داخل آن سوار است، نحوه کشته شدن پدرش را تماشا می‌کند. سازنده کاملا حرفه‌ای با جزئیات خشونت را بزک می‌کند. چنین صحنه ملتهبی توسط کمپانی‌های هالیوودی هم ممیزی می‌شود، من از سانسور دفاع نمی‌کنم و نمی‌خواهم از این عبارت استفاده کنم، اما ممیزی، یعنی ممانعت از القاء ناهنجاری‌هایی که با جامعه ما نسبتی ندارد. پمپاژ تصاویری اینچنین خشن، هیچ سنخیتی با فرهنگ عامه ایرانی ما ندارد.

پورصباغ در ادامه افزود: در حالیکه قورباغه در قسمت اول پلیس کشی را طبیعی جلوه می‌دهد، سریال «ممنوعه» اجرای عدالت با اسلحه را عادی سازی می‌کند.

وی تصریح کرد: من الگوی قطعی برای ممانعت از نمایش خشونت ارائه نمی‌کنم، چراکه یکی از وجوه جذاب درام خشونت است، اما سوال اینجاست که این میزان از خشونت به درستی کارگردانی شده و به تصویر کشیده شده است یا خیر؟ قطعا فیلم هشت نفرت‌انگیز خشن‌تر از سریال قورباغه است و این فیلم از سیمای ملی پخش می‌شود، اما خشونت هشت‌نفرت‌انگیز هیچ القا و انجام خشونت در ناخودآگاه مخاطب را تبدیل به غریزه لذت‌جویانه نمی‌کند.

وظیفه وزارت ارشاد دفاع از حقوق سلبریتی‌هاست!

این کارشناس با انتقاد از وزارت ارشاد و سازمان سینمایی گفت: علی رغم نامه‌نگاری‌های فراوانی که از جهات مختلف برای ممیزی دقیق سریال به وزارت ارشاد ارسال شد، چگونه هیچگونه نظارتی بر این سریال شکل اعمال نشد، لیست ممیزی‌های وزارت ارشاد، یک هجویه مل بروکسی و پارودی به شدت مضحک است. حتی شنیدم که توصیه شد کاراکتر پلیسی که در قسمت اول سریال در نریشن تبدیل به مواد فروش شود و با دوبله این ماهیت این کاراکتر تغییر کند، اما وظیفه وزارت ارشاد، گویا تغییر کرده و صیانت از حقوق سلبریتی‌ها، اولی‌تر از صیانت فرهنگ عامه ایرانی است. تعجب می‌کنم یکی از مقامات عالی وزارت ارشاد در مکاتباتی صیانت از حقوق سلبریتی‌ها محترم از اجرای وظایف وزارت ارشاد برشمرده‌اند. آیا وزارت موظف به صیانت از قوانین و موازین نظارت بر محصول است یا دلخور نشدن چهره‌های کشور برایش مهم است؟

وی بیان کرد: در محصولات آمریکایی که خشونت را به درستی تصویر می‌کنند، آسیب شناسی خشونت به صورت نامحسوس بخشی از محتوای اثر را دربرمی‌گیرد. عالی‌ترین مقام وزارت ارشاد خود را موظف به صیانت از سلبریتی‌ها می‌داند یا صیانت از فرهنگ ایرانی؟

این کارشناس در پایان گفت: سازمان سینمایی و وزارت ارشاد سیستم درجه بندی را با موفقیت نتوانست اجرا کند و با موانع قانونی از سوی دیوان عدالت اداری مواجه شد و در نتیجه درجه‌بندی را در سامانه‌های استریم ما رعایت نمی‌شود. برای کاربران سامانه‌های توزیع تولیدات نمایشی ما رده‌بندی دسترسی لحاظ نشده و طبیعتا اگر کودک ده سال با چنین پمپاژ خشونتی در تولیدات شبکه نمایش خانگی مواجه شود، این خشونت در زیست فرد تاثیرات مخربی خواهد داشت.

وحشت در قورباغه موج می زند

علی اکبر رامین پور پیرامون سریال نمایش خانگی قورباغه می نویسد: در ابتدای امر ذکر کنم که این گفته ها نه نقد سریال قورباغه و نه تحلیل این سریال است، طبیعتا نقد این سریال را بعد از تمام شدنش در یادداشتی مفصل بدان خواهیم پرداخت؛ ما فقط قصد داریم به ارجاعاتی که هومن سیدی در سریال قورباغه داشته بپردازیم و بگوییم که این کار در هنر و صنعت سینما و سریال چه معنایی به‌دنبال خواهد داشت.

خب باتوجه‌به کارنامه هومن سیدی می‌دانیم که او به‌عنوان کارگردانی فیلمباز یا به قول خودمان سینه‌فیل از اولین ساخته خود سعی در نشان دادن ارادت بیش از حدش! به دیگر سینماگران داشته است. او چه در ایده و فیلم نامه و چه در ساختار و زیبایی شناسی در هر فیلمش به‌نوعی به کپی کاری و تقلید منفی دچار شده است.

وی می افزاید: سیدی از کار اولش «آفریقا» که از فیلم La haine – نفرت اثر متیو کاساوتیس ایده گرفته است تا به امروز ردی مشهود از ارجاع در آثار او قرار دارد. او در قسمت اول سریال قورباغه که اتفاقا! اسم اپیزودش «آفریقا» است با ارجاع به فیلم اول خود و همچنین با نوشتن (برداشتی آزاد از فیلم la haine ) با روایت کردن داستان سه جوان خلافکار هم به فیلم اول خود هم به این فیلم فرانسوی مشهور اشاره می‌کند.فیلم نفرت داستان سقوط جامعه‌ای است که در آستانه فروپاشی قرار دارد. قصه یکروزِ سه جوان که در حومه شهر زندگی می‌کنند. 

درواقع اینجا کارگردان نه تحت تاثیر نه با ارجاع بلکه با تقلید(کپی) موتور سریال خود راروشن می‌کند و بیننده عام که در ناآگاهی به سر می‌برد را به زعم خود شوکه کرده و در دام اثرِ تقلیدیِ منفی خود می‌اندازد.

خبری از امید در سریال قورباغه نیست

پورصباغ همچنین می گوید: پایان این سریال‌ها هیچ جای امیدی برای مخاطب باقی نمی‌گذارد. در یکی از سریال‌های شبکه نمایش خانگی می‌بینیم که فساد به شکل سیستماتیک وجود دارد و ماموران و موظفان مبارزه با این فساد مستاصل هستند!

پورصباغ گریزی هم به توزیع سریال‌های ترکی در سامانه‌های وی او دی زد و گفت: چرا وی او دی‌ها سریال‌های ترکی که هیچ نسبتی با فرهنگ ما ندارد را پخش می‌کنند؟ همین امر باعث شده خروجی شورای مصوب کننده سریال‌های سامانه اینترنتی تماشای فیلم و سریال با حضور افرادی نظیر آقایان مهدی روشن روان، احسان عبدی‌پور، میثم نورانی، فقط تولیداتی شبیه به همین سریال‌های ترکی است و هیچ رسانه‌ای جرات پرسش این سوال را ندارد و هیچ کمکی به بهبود این شرایط نمی‌کنند.

وی همچنین بیان کرد: از مسئولین ساترا سوال می‌کنم این نهاد موظف بر نظارت کیفیت محصولات است، اما همین کار را که نمی‌تواند به درستی انجام دهد، هزینه اشتراک‌ها را هم نمی‌تواند مهار کند. چرا هزینه اشتراک نت فیلیکس از سامانه‌های داخلی فقط ۵ هزار تومان بیشتر است.

 خشونت امری عادی است و مشتری دارد!

شهرام خرازی‌ها کارشناس ارشد رسانه و منتقد سینما  می افزاید: خشونت موجود در سریال‌های شبکه نمایش خانگی در حد همان خشونتی است که در سینما و تلویزیون ایران عرضه می‌شود. ممکن است در بعضی موارد دوز این خشونت در سریال‌های شبکه نمایش خانگی مثل قورباغه افزایش داشته باشد، اما در نهایت اگر برآیند کلی محصولات این شبکه را در نظر بگیریم، تفاوت چندانی بین شبکه نمایش خانگی با سیما و سینما ملاحظه نمی‌شود. خشونت به هر حال از دیر باز تا کنون یک عامل جذابیت و فروش برای محصولات هنری محسوب شده و همچنان هم این نقش کلیدی را در تمام کشور‌های تولید کننده محصولات تصویری و نمایشی بر عهده دارد.

وی اضافه کرد: صورت ظاهری قضیه این است که خشونت امری نکوهیده و مذموم است، اما در باطن و عمل، مردم واقعا خشونت را دوست دارند. استقبال ایشان از فیلم‌ها و سریال‌های خشن خود بهترین گواه بر این ادعاست. گرایش کارگردان‌های ایرانی به طرح موضوعاتی مثل شوخی‌های جنسی، خشونت و خودکشی در آثار خود، عجیب نیست. این گرایش در همه کشور‌ها دیده می‌شود و خاص کشور ما نیست، زیرا این موضوعات خواست مردم است و مشتری دارند.

گفتنی است این سریال از ابتدا با مسائل و نقدهای فراوان برای دریافت پروانه نمایش روبرو بوده است ودر قسمت های پایانی این سریال نمایش خانگی علت این مهم علاوه بر سایر علل ، بیش از پیش روشن است.

مطلب پیشنهادی

نتایج و دستاورد وبینار سازمان ملل درباره محیط زیست و توسعه

مجمع عمومى سازمان ملل در سال 1989 تصمیم گرفت که به منظور شناساندن مفهوم توسعه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


6 + شش =