صحبت کردن خود را با خدا تنظیم کن

سعید رزمجو قلایی/روانشناس و پژوهشگر:صحبت کردن با خدا شامل روابط بسیار معنوی، شخصی و اغلب خصوصی است. با توجه به ادیان مختلف و افکار عمومی در رابطه با خداوند، دانستن این که صحبت کردن با خدا چگونه است، ممکن است پیچیده باشد. اما واقعا لازم نیست که صحبت کردن با خدا اینقدر پیچیده باشد. چگونگی راهی که شما برای اتصال و صحبت کردن با خدا انتخاب می کنید، به سادگی آنچه که برای شما به نظر مناسب می آید را نشان می دهد. جدا از این که اولویت معنوی یا مذهبی شما چیست، یادگیری نحوه ارتباط موثر و صحبت کردن با خدا با رعایت نکات و راهنمایی های زیر به دست می آید.

صحبت کردن با خدا چگونه می تواند باشد؟

روش اول: صحبت کردن با خدا را باور داشته باشید.

به طور مثال آیه ۳ در سوره بقره در قرآن کریم در مورد باور به خداوند است را در اینجا ذکر می کنیم:
«آنان که به غیب ایمان دارند (به امور پنهان از حواس مانند خدا، وحی، فرشتگان و معاد) و نماز را برپا می دارند (خضوع در برابر حق) و از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می نمایند»

۱. برای صحبت کردن با خدا ابتدا مشخص کنید که خدا را چگونه می بینید.

شما باید تعیین کنید که خدا برای شما چه کسی است تا صحبت کردن با خدا را با اطمینان انجام دهید. خداوند چه کسی است و شما او را چگونه تعریف می کنید؟ صحبت کردن با خدا چه حسی به شما می دهد؟ آیا خدا یک راهنمای معنوی است؟ آیا شما خدا را در شکل پدر یا مادر، یک معلم، یک دوست دور و یا یک دوست نزدیک، یا نزدیکتر از یک خواهر یا برادر می شناسید؟ آیا صحبت کردن با خدا و ارتباط شما با خدا در روابط شخصی و معنوی شما با خدا ریشه دارد؟ یا آیا برای صحبت کردن با خدا قالب و دستورات دین تان را پی می گیرید تا بدانید که خدا در نظر شما چیست؟

هر کدام که برای شما صادق است، دید شما از خدا را دیکته کرده و دید شما از خدا نیز چگونگی صحبت کردن با خدا و روبرو شدنتان را با او تعیین می کند.

۲. باید یک رابطه با خداوند برقرار کنید.

صحبت کردن با خدا هنگامی که شما برای برقرار کردن یک رابطه با کسی که به شما اهمیت می دهد اصرار می ورزید، آسان تر است. بنابراین صحبت کردن با خدا در مورد مسئولیت ها و خوشی های تان به برقراری ارتباط با خدا کمک می کند. دانستن این که خدا می خواهد شما را بشنود و در تمام شادی ها و دردها و افکارتان با شما شریک شود، اولین گام برای ایجاد رابطه است؛ و شما می توانید با مطالعه در ادبیات معنوی و یا متون مذهبی مانند قرآن یا تورات یا انجیل در مورد این که خداوند چقدر به صحبت کردن با خدا اهمیت می دهد، آن رابطه را بسازید.

۳. صحبت کردن با خدا را به عنوان یک دوست نزدیک و دوست داشتنی اما قدرتمند انجام دهید.

صحبت کردن با خدا به عنوان یک دوست فوق العاده، با صحبت کردن با خدا فقط برای رفع نیاز یا انجام وظیفه از طریق دعا کردن متفاوت است. به عنوان یک دوست، انتظار دارید صحبت کردن با خدا مثل یک گفتگوی رفت و برگشتی بوده و پاسخ خداوند به شما کمک کند یا به شما تعلیم دهد. در حالی که نماز و دعا ممکن است بیشتر معامله ای یک طرفه باشد، صحبت کردن با خدا به معنای گفتگوی دو طرفه است.

  • صحبت کردن با خدا می تواند با صدای بلند و یا در ذهن شما انجام شود، هر کدام که برای شما مؤثر باشد.
  • بهتر است اگر می توانید، فضایی آرام یا خصوصی را برای تمرکز کردن پیدا کنید. اگر نتوانستید هم خیلی مهم نیست، می توانید صحبت کردن با خدا را به صورت بی صدا، حالی که در صف پرداخت فروشگاه مواد غذایی ایستاده اید، در یک اتاق انتظار نشسته اید، یا در حالی که در محل کار یا مدرسه هستید و غیره هستید انجام دهید.

۴. صحبت کردن با خدا را به طور طبیعی و فیزیکی انجام دهید.

با خدا مانند این که یک فرد در مقابل شما ایستاده است صحبت کنید. صحبت کردن با خدا می تواند در مورد مشکلات روزانه، افکار حال حاضر، امیدها و رویاهای شما باشد، و حتی می توانید به او (و به خودتان) در مورد چیزهایی که به خاطر آنها سپاسگزار هستید بگویید. شما می توانید صحبت کردن با خدا را در مورد موضوعات غیر جدی یا سخت و مهم، درست مثل صحبت کردن با یک دوست که شما برایش مهم هستید انجام دهید.

مثال:

بیایید مثلا بگوییم که شما یک مشاجره مداوم با یک شخص داشته اید. صحبت کردن با خدا می تواند این گونه باشد: “خدایا، من نمیدونم دیگه به دوستم چی بگم. ما تقریبا دو هفته است که بحث می کنیم و هنوز هم نمی تونیم به توافق برسیم. من نمیخوام فکرش رو هم کنم که ما نمیتوانیم این کار را انجام دهیم، اما نمیدونم دیگه چه کاری انجام بدم یا چی بگم”.

آیا یک روز زیبا که دیوانه وار شگفت زده تان کرده داشته اید؟ صحبت کردن با خدا را در مورد هدایایی به به شما داده انجام دهید: “وای خدا! چقدر بیرون زیباست. من دوست دارم امروزم را صرف خواندن در پارک کنم”.

شاید شما یک مشکل رابطه ای با یک عضو خانواده تان داشته باشید. در این مورد صحبت کردن با خدا ممکن است اینگونه باشد: “من از مادرم بدم می آید و از او راضی نیستم. او اصلا من را درک نمی کند و زمانی که من سعی می کنم به او بگویم که واقعا چه احساسی دارم، او به من گوش نمی دهد. من دعا می کنم که گاهی اوقات سعی کند چیزها را از دیدگاه من ببیند. خدایا به من کمک کن تا صبور باشم، او را متوجه کن که به من گوش بدهد”.

۵. به گوش باشید و به بازخوردها و نشانه های احتمالی پس از صحبت کردن با خدا توجه کنید.

شما ممکن است پس از صحبت کردن با خدا جواب قابل شنودی را که انتظار دارید نشنوید؛ مانند هنگامی که یک دوست به صورت فیزیکی در مقابل شما ایستاده باشد. اما شما می توانید پاسخ را پس از صحبت کردن با خدا در متنی نوشته شده یا از خطبه یک فرد موعظه کننده از طرف خداوند دریافت کنید. انتظار داشته باشید تا نشانه های احتمالی پس از صحبت کردن با خدا به شکل شهود، الهام، کتاب آسمانی، یک وضعیت یا یک رویداد که به طور مستقیم یا غیر مستقیم مربوط به آنچه که شما در مورد آن با خدا صحبت کرده اید، نمود پیدا کند. مثل شنیدن خبر شروع بهبود کسی که برایش دعا کرده اید.

۶. به او اعتماد کنید.

در هنگام صحبت کردن با خدا به او بگویید که می دانید او دلایل خود را برای پاسخ خود و مهلت زمانی اش دارد و در این راه به او اعتماد کنید. شما پس از صحبت کردن با خدا ممکن است آنچه را که میخواهید در آن زمانی که می خواهید به دست نیاورید، اما او به خاطر دلیل خودش هر کاری را انجام میدهد.

۷. درست گام بردارید.

سعی کنید در مسیر خدا با ایمان خوب با عشق به مفاهیم الهی و بیان کردن اراده خوب خداوند گام بردارید. اما، متوجه باشید که پس از صحبت کردن با خدا هرچه اتفاق می افتد، ممکن است نتیجه یک «شخص ثالث» باشد که در خود محوری، فعالیت ها یا تنبلی های شخصی خود درگیر باشد یا برخلاف برخی از ایده ها و نیازهای شما در نتیجه صحبت کردن با خدا عمل کند. خداوند لزوما با رفتار افراد ناخوشایند مغایرت ندارد و یا با آن تعارض ندارد؛ چرا؟ آنها هم مثل شما آزادی اراده دارند، ممکن است عشق و اخلاق خوب را دنبال نکنند، از اهداف خدا پیروی نکنند و از سوء رفتارهایی که شما را درگیر می کنند، دست بر ندارند.

بدین ترتیب، با ابراز تاسف، رویدادها می توانند بسته به برخوردهای خطرناک یا سردرگم خود با مسیر امیدوار کننده و صلح آمیزتان در راه صحبت کردن با خدا ، شما را متزلزل کنند. حتی در حوادث ترسناک می توان صحبت کردن با خدا را انجام داد، در تاریک ترین روز یا زمانی که شما از میان دره مرگ عبور می کنید. شما نیازی نیست بترسید، اما ممکن است در هنگامی که به او اعتقاد دارید گریه کنید، که چه اتفاقی خواهد افتاد.

 

روش دوم: صحبت کردن با خدا از طریق نوشتن

۱. به خدا نامه بنویسید.

به عنوان یک شکل از ارتباط با خدا به او نامه بنویسید. شاید شما از صحبت کردن با خدا با صدای بلند احساس ناراحتی کنید، برای تان دشوار است که در هنگام صحبت کردن با خدا در ذهن تان تمرکز کنید، و یا شاید هر دو کار برای شما مشکل باشد. در صورتی که این طور باشد، سعی کنید برای خدا بنویسید. این شکل برقراری ارتباط، هنوز هم شما را قادر می سازد تا اندیشه های خود را برای برقراری ارتباط بیان کنید و راه صحبت کردن با خدا را ایجاد کنید.

۲. لوازم را آماده کنید.

برای صحبت کردن با خدا یک دفترچه یادداشت خالی و یک قلم تهیه کنید. چیزی را انتخاب کنید که با نوشتن روزانه آن احساس راحتی می کنید. یک دفترچه یادداشت سیمی یک انتخاب ایده آل خواهد بود، زیرا به راحتی روی یک میز قابل تنظیم است. ابزار نوشتن خود را هر گونه که ترجیح می دهید، انتخاب کنید.

  • شما باید به جای تایپ کردن با کامپیوتر، برای صحبت کردن با خدا به صورت دستی به خدا نامه بنویسید. کامپیوترها حواس پرتی های بی انتهایی دارند  و برای برخی از اعمال تایپ کردن، نیاز به تلاش آگاهانه بیشتر نسبت به نوشتن در یک دفترچه یادداشت می باشد.

۳. فضا را آماده کنید.

فضایی آرام و خصوصی برای نوشتن و صحبت کردن با خدا پیدا کنید. حتی اگر بلند حرف نزنید، بهتر است که یک جای ساکت برای داشتن حداکثر تمرکز پیدا کنید.

۴. زمان را مشخص کنید.

برای نوشتن به خدا مدت زمان مشخصی را مد نظر قرار دهید. قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، طول زمانی را که برای نوشتن تان احساس راحتی می کنید، تنظیم کنید. شما می توانید صحبت کردن با خدا را برای پنج، ده یا بیست دقیقه تنظیم کنید. تا زمانی که تایمر خاموش نشده، قلم یا مداد خود را حرکت دهید.

۵. آزاد باشید.

برای خدا سریع و آزادانه بنویسید. سعی نکنید در مورد چیزی که می نویسید خودآگاه باشید. نگران گرامر و نشانه گذاری ها نباشید، یا درباره چیزی که واقعا در حال نوشتن هستید نگران نباشید. در نوشتن به خدا، شما می خواهید کلمات از دل تان بیرون بیاید. به منظور انجام صحبت کردن با خدا، باید به اندازه کافی آرامش داشته باشید که بتوانید به راحتی در مورد آنچه که به ذهن تان می رسد، بنویسید.

۶. با خدا راحت باشید.

طوری به خدا نامه بنویسید مثل این که به یک دوست یا به یک مجله خصوصی می نویسید. اگر در صحبت کردن با خدا نمی دانید که در مورد چه چیزی بگویید و بنویسید، در مورد یک نگرانی فعلی خود که نمی توانید فکر کردن به آن را متوقف کنید، بنویسید. در مورد آنچه اتفاق می افتد در زندگی روزمره خود برای خدا بنویسید. سؤالاتی را که می خواهید خداوند برای شما پاسخ دهد، بنویسید. یا در مورد اهداف خود و یا آنچه که برای شما سپاسگزار هستید بنویسید. همچنین می توانید از مثالهای زیر الهام بگیرید.

  • “خدای عزیز، من نمی دانم که اکنون در زندگی ام چه کار می کنم. به نظر نمی رسد که من انتخاب های خوبی داشته باشم و یا با افراد مناسب دیدار کنم. من احساس می کنم در یک نمایش غرق شده ام. این حالت چه زمانی پایان خواهد یافت؟ چه موقع این چیزها برای من تغییر می کنند؟”
  • “خدایا، من در این لحظه حتی نمی توانم هیجانم را در خودم جای دهم. امروز من یک زن را دیدم که در رویای من است. ملاقات ما کاملا غیر مترقبه بود. منظورم این است که شانس دیدار یک فرد مناسب به طور تصادفی در یک خیابان شلوغ چقدر است؟ اگر من به طور تصادفی به او برخورد نکرده بودم و اگر تصادفا کیف او از دستش نیفتاده بود، من هرگز نمی توانستم نگاهی گذرا به کارت ویزیت او داشته باشم. تو واقعا به دعاهای من پاسخ دادی”.

مطلب پیشنهادی

شناخت و معرفت خدا به “صلح با خدا” ختم می شود

برخي به اين بهانه که خداوند از هر اسم، صفت، ربط، نيّت و جهتي عاري …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 6 = یازده